تبليغاتX
وبلاگ شخصی هبوط
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تبریک
مجال شکوفه  بس اندک است ،

سرخوشانه لب باز میکند و نوید میدهد آمدن بهار را

و فروتنانه بر زمین می غلتد

تا بهار تداوم یابد برای رسیدن به تکاملی دیگر

 

دوست من ، تو نیز شکوفه وار لبخندت را از دوستدارانت دریغ مکن

و سهمی داشته باش از این آبی ترین آسمان آبی بهار ...

 

با آرزوی بهترین ها در سال جدید

سال نو  رو به پ . خ و همه ی دوستای وبلاگیم تبریک میگم و امیدوارم همه به مرادشون برسن

|+| نوشته شده توسط امیر ِتنها در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 11:35 | 
جایی که میمون دستش رو فرو میبره

موفقیت مجموعه ی پیروزی های روزانه است

 

     یک ضرب المثل عجیب و قدیمی میگه :

     یک میمون پیر دستش رو در نارگیل فرو نمیکنه

     و منطق خودش رو داره ، چرا که در هندوستان ، شکارچیا یه حفره کوچیک در نارگیل باز میکنن و بعد از اون موز داخل اون میکنن و روی نارگیلو میپوشونن . میمون به نارگیل نزدیک میشه ، داخل اونو خالی میکنه و موز رو میگیره ، اما موفق به بیرون کشیدن اون نمیشه ، چرا ؟ چون مشتش بسته اش ار بین سوراخ نارگیل عبور نمیکنه . میمون بیچاره هم به عوض رها کردن موز ، مشغول مبارزه با امری نا ممکن میشه ، تا اینکه توسط شکارچیا شکار بشه

     به نظر من این موضوع در زندگی خود ما هم بعضی موقع ها اتفاق میفته و

 ضرورت داشتن یه چیز خاص ( عموما کوچیک و بی اهمیت ) باعث میشه که ما تبدیل به زندونی اون چیز بشیم

نظر شما چیه ؟

 

اصل شجاعت اعتماد به نفس است . ( ژنرال دوگل )

|+| نوشته شده توسط امیر ِتنها در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 4:46 | 
شور و عشق آتشین
 

کلمه ساده ای وجود دارد که به نظر میرسد تمامی معانی زندگی را در خود خلاصه کرده است :

شور و عشق آتشین

     و ما باید آن را در هر دقیقه زندگی مان بر روی پیشانیمان بنویسیم ، چرا که این آتش مقدس عشق است که همانند قویترین سوخت برای رویاهایمان به کار می آید.

     جامعه برای گرفتن معنای این کلمه با ما میجنگد و ما برای زنده نگه داشتنش ، هر کار ممکنی را انجام میدهیم

برگ نوشته ای از رابین شارما

|+| نوشته شده توسط امیر ِتنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 7:8 | 
شعر : کار ما

اگر امروز یک کلمه بیشتر از دیروز بدانید ، مسلما شخص دیگری هستید .

 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ ،

کار ما شاید این است ،

که در افسون گل سرخ شناور باشیم .

پشت دانایی اردو بزنیم .

دست در جذبه ی یک برگ بشویم و سر خوان برویم .

صبح ها وقتی خورشید ، در می آید متولد بشویم .

هیجان ها را پرواز دهیم .

روی ادراک فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره ، گل ، نم بزنیم .

آسمان را بنشانیم میان دو هجای (( هستی )) .

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم .

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم .

نام را باز ستانیم از ابر ،

از چنار ، از پشه ، از تابستان .

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم .

در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم .

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت برویم .

از کتاب صدای پای آب سهراب سپهری

 

+ پ . ن ۱ : این شعر سهراب رو خیلی دوست دارم و به پ . خ که اونم خیلی دوست دارم ،  تقدیمش میکنم .

+ پ . ن ۲ : از اینکه دوست خوبم سهیل رومی به وبلاگم اومده خیلی خوشحال شدم .

+ پ . ن ۳ : از اینکه میبینم بعضی از دوستای قدیمی هنوزم وبلاگ منو فراموش نکردن خدای بزرگ رو شکر میکنم  و امیدوارم لایق این دوستی باشم .

 

 به جای شکایت از تاریکی ، شمعی روشن کنید . ( کنفسیوس )

 

|+| نوشته شده توسط امیر ِتنها در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 22:14 | 
داستانک : رفتن ، حتی اگر اندکی

آینده یعنی همین حالا

 

پشتش سنگين بود  ،

و جاده هاي دنيا را طولاني می پیمود  .

مي دانست که هميشه جز اندکي از بسيار را نخواهد رفت .

آهسته آهسته مي خزيد ،

دشوار و کند ،

و دورها هميشه دور بود .

سنگ پشت ، تقديرش را دوست نمي داشت

و آن را چون اجباري بر دوش مي کشيد .

پرنده اي در آسمان پر زد ،

سنگ پشت آهی کشید و رو به خدا کرد و گفت :

کاش پشتم را اين همه سنگين نمي کردي . من هيچ گاه نميرسم ، هيچ گاه ! ! !

و در لاک سنگي خود خزيد ،

خدا زمين را از ورای کهکشان نشانش داد ، کره اي کوچک بود و فرمود :

نگاه کن !

هيچ کس نمي رسد ! !

چون رسيدني در کار نيست .

فقط رفتن است ، حتي اگر اندکي

و هر بار که مي روي ، رسيده اي .

و سپس ادامه داد و فرمود :

و باور کن

 آنچه بر دوش توست ، تنها لاکی سنگي نيست

تو پاره اي از هستي را بر دوش مي کشي ؛

پاره اي از مرا


سنگ پشت ديگر نه بارش چندان سنگين بود و نه راه ها چندان دور .

به راه افتاد و گفت :

رفتن ، حتي اگر اندکي ؛

و پاره اي از او را با عشق بر دوش کشيد . . .

 

برگرفته از وبلاگ  سکوت پر هیاهو 

 

+ پی نوشت : دوستای خوبم ، امیدوارم همیشه در راه راست قدم بردارین ، رفتن حتی اگر اندکی !

 

مطالعه وظیفه ما نیست ، بلکه فرصتی است برای یادگیری . ( آلبرت انیشتین )

|+| نوشته شده توسط امیر ِتنها در جمعه یازدهم اسفند 1385 و ساعت 14:41 | 
رشد ماهی کپور

 اگر قبل از هر کار انگشت خود را آهسته به پیشانی خود بزنی ، مجبور نخواهی شد که در پایان کار محکم بر فرق خود بکوبی .

 

     هیچ میدونستین ماهی کپور ژاپنی ، ( کویی ) دارای این خصوصیت طبیعیه که به تناسب اندازه و محیط اطرافش رشد میکنه . مثلا در یک حوض و تالاب کوچک ، بیش از ۵ تا ۷ سانتیمتر رشد نمی کنه ، اما اگر در یک دریاچه قرار داشته باشه ، تا سه برابر اندازه ی قبلی رشد میکنه .

     انسانها هم معمولا دارای این خصوصیتند که نسبت به محیط اطرافشان رشد می کنند . ولی در این میان ، تنها خصوصیات فیزیکی آنها مد نظر نیست ، بلکه تکامل و تحولات احساسی ، روحانی و فکری اونا هم مد نظره .

     درباره ی ماهی کپور باید قبول کرد که پذیرفتن محدودیتهای دنیای اطرافش ، برای اون ماهی خوبه ، اما ما انسانها برای برقراری مرزها و محدودیت های رویاهایمان آزادیم .

     اگر ما ماهی باشیم که از حوضچه ای که در آن رشد کرده ایم ، بزرگتر باشیم ، به جای تطابق بخشیدنمان با آن ، بایستی به دنبال یک اقیانوس بگردیم . اگرچه انطباق اولیه ناراحت کننده و دردناک باشد .

     امیدوارم دست کم شما جزو این دسته از آدما باشین که دنبال اقیانوس می گردین

 

+ پی نوشت : این مطلب رو به دوست خوبم حسین مروتی که تولدش ۵/۱۲ بود و خیلی دوسش دارم تقدیم میکنم . امیدوارم این دوستی ها هر روز عمق بیشتری پیدا کنه !

 

حافظه خوب حافظه ایست  که بداند چگونه امور بی اهمیت را فراموش کند . ( فادیمن )

 

|+| نوشته شده توسط امیر ِتنها در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 19:59 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar